برنامه ی این هفته ی آینه:
بخش اول:
- همدلی با آقای "اسعدی"
- شعر خوانی "علی اطیابی" از
مجموعه ی"دست نامحرم باد"- انتشارات فرهنگ و قلم- چاپ اول-
این کتاب با هشتاد ونه شعر کوتاه و بلند ،113 صفحه ، با تیراژ 2000 نسخه در سال 1387 چاپ شده است.
- نقد شعرهای مجموعه ی "دست نا محرم باد"

بخش دوم:
- شعر خوانی دوستان
- داستان خوانی
چند شعر از مجموعه ی "دست نامحرم باد" را با هم می خوانیم:
شعر (29)ص 31
با آن که گفته اند
"یک داغ دل بس است برای قبیله ای"
این جا
هر کس به قلب خویشتن
داغ قبیله ای دارد.

شعر (31) ص 39
سفره ی خستگی ام بر سر چوب
چوب اندوه به روی شانه
کفش حسرت در پا
پای پر آبله از سختی راه
من نشستم
همسفر تنها رفت

شعر(33) ص41
در آفاق بارانی چشمانم
از خار
شکوفه روییده
با من بمان
ای سبز مشرقی
درهای بسته ی دل
بهر تو
آغوش گشته است.

شعر(36) ص 44
در انتظار عطر دل پذیرکلامت
که ماندنی ست،
شب ماندگار شد
و نفس
وام دار خنجر
ای ماندنی ترین
در ذهن سبز سرو
در معبر لطیف کدامین حدیث مهر
باید بجویمت؟

شعر(44) ص 51
وقتی برای چشم تو دل تنگ می شوم،
آسمان یار شفیقی ست مرا
****
ای دو چشمت آسمان آبی
راز این نکته برای همگان مکتوم است
که چرا
سر به هوایم هر روز
****
وای اگر ابر درین آبی ها
آسمان و چشمت
خیمه بر پا دارد