تبليغاتX

ashada

زهرانوری

ashada

http://ashada.blogfa.com

سیاهه

سیاهه - وصیت های قبل رفتن

سیاهه

داستان

سیاهه

سیاهه
داستان
وصیت های قبل رفتن

باید خوابید.گمانم 24 ساعت رفت و برگشت زمان زیادی باشد برای سفری کوتاه به شهری نادیده. امشب عقربه ها مسابقه گذاشته اند و من جا مانده ام و هزار کار نکرده از شستن ظرفها و خلوت کردن یخچال تا رساندن کاری در دقیقه نود ،بستن چمدانی کوچک و طوماری بلند بالا از کارهای نکرده و وصیت و سفارش به برگزاری سنت شب نشینی امان که مبادا فراموش شود که ما می رویم و برگشتن مان با خداست. کتایون را مدیون هفت جدم کرده ام، همین طور نیروانای سایه سنگینم، حسام الدین همون داداشی جون، رضا و صبح صادقش ،سیاووش و هفت مقدسش ،پریشان گوی در سفر و سایر دوستانی که شبی در جمع ما بودند از صدرای فیلسوف،دیلماج نازنین،یکی خودخواه، ریحان ، مریم،شیخ ابو امیر، کاف ؟ ،خراباتی که دیر می رسد همیشه ی خدا و تمام کسانی که این ذهن خائن از قلم انداخته و من را شرمنده کرده. من اگر دسترسی به نت داشتم که می دانم احتمالش کم است و توقع زیادی است که درکنار هزینه های هتل و اقامت و گشت و گذار و ... توقع کانکت بودن و این حرفها اما بد نیست که سر دبیر محترم جشنواره بخواند و این وصیت آخر را هم اجابت فرماید. سرتان سلامت و شب نشینی اتان خوش .

+ نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 3 توسط زهرانوری |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب پرشين بلاگ

قالب بلاگفا