تبليغاتX

ashada

زهرانوری

ashada

http://ashada.blogfa.com

سیاهه

سیاهه - برای ابن هیچکس نگاشتیم هفت آرزوی محال !

سیاهه

داستان

سیاهه

سیاهه
داستان
برای ابن هیچکس نگاشتیم هفت آرزوی محال !

 

از مرگ نمی ترسم اما می خواهم وقتی می رسد آنجا نباشم .این آرزوی محال به یاد وودی آلن!

آرزو می کنم برسد روزی که بی واهمه از کج اندیشی ها و تعبیرهای غلط،برهنه بگوییم و راحت باشیم عین بچگی ها و پشت هر کلمه ای صد معنا نهان نباشد و راحت بودن وارونه تعبیر نشود

محال است اما آرزو می کنم برسد روزی که جنسیت سایه نیاندازد بر روابط ،کار و همه چیز.

می خواهم عاشق باشم و عاشقانه زندگی کنم،نفس بکشم و بمیرم که عشق می تاراندهمه ی روزمرگی ها و تکرارها را که می پوساند جانم و فکرم را .در این آرزوی محال تفاهم دارم با نیروانای عاشقم.  

این روزها عزیزی ازدستم می رود و کارم از دعا و معجزه گذشته است.شفایش به معجزه می ماند.

محال بودن  یا نبودن معجزه را نمی دانم.

دلم می خواهد تا عمرمان به دنیاست محال نباشدکه این ابن هیچکس زبان سرخش کوتاه شود که خلقی آسوده شوند از نیش زبانش.

شوخی شوخی به هفتمی رسیدیم... راستش آنقدر خوش بین هستم که هیچ چیزی برایم آرزوی محالی نیست و باور دارم : هر آنچه را دوست می داری به دست  بیاور .

 وگرنه بایدبه هرآنچه که به دستت می رسد قانع باشی.

و اما به ادامه ی راه و رسم پیشینیان ، دعوت می کنم از این هفت بزرگوار و هفتاد بزرگواری که مایلند هفت آرزوی محال شان را اعلام فرمایند:

میم الف ،کتایون، رویا ،آساره ،روانپریش ،فانتازیو ،اقاقیا و خانم باباخانی.

مجلس زنانه شد و من هرچه سرو تهش را زدم، نشد که به هفت برسد.اعتراض وارد نیست!

 و دعوت مخصوص از استاد کشکولی که برایمان بنویسند آن هفت آرزوی محال را .

 

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 22 توسط زهرانوری |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب پرشين بلاگ

قالب بلاگفا