یکشنبه / 6 بهمن / 5 عصر/ نشرمهیستان
مهمان این ماه آینه:
"محمدرضا یوسفی"
مدیر جلسه: قزللو
درباره ی نویسنده :
محمد رضا یوسفی ، نویسنده حرفه ای معاصر ! چرا حرفه ای؟ چون او به جز نوشتن ، حرفه ی دیگری ندارد. زندگی اش با این حرفه می چرخد. کم ترند نویسندگان و شاعرانی که داستان نویسی یا شاعری ، تنها حرفه ی آن ها باشد . در ایران ، نویسندگی و شاعری ، معمولا شغل دوم یا سوم است.
یوسفی متولد 1332همدان است .او می گوید:"کودکی بسیار پر پیچ و خمی داشتم و حرفه ها و شغل های بسیاری را تجربه کردم."او نوشتن را از مادرش آموخت و قصه شنیدن را از نقال های قهوه خانه ها .
نخستین اثر او "سال تحویل شد" در سال 1357 به چاپ رسید و آخرین اثرش"ادبیات کهن ، ادبیات نو" است. از آن زمان تا کنون او 170 کتاب چاپ و منتشر کرده است که بسیاری از این کتاب ها لوح و جایزه های بین المللی دریافت کردهاند.
پانویس:
از همه ی دوستان خواهش می کنم در خبر رسانی
اولین دوره مسابقه ی داستانک نویسی هزاردستان همراهیم کنند.
دو خبر تازه :
- رسول یونان شعر آذربايجان را معرفي ميكند
- اولین کارگاه داستان کوتاه کوتاه در فضای مجازی شروع به کار می کند
بدون بزک می خواستیم
دنیا را بدون تفنگ
روی دیوار های سیاه
گل سرخ نقا شی کردیم
رهگذران به ما خندیدند
به ما خندیدند رهگذران
ما فقط نگاه کردیم
جاده ها
دور شهر گره خورده بودند
در شهر ماندیم و پوسیدیم و خواندیم :
" قطاری که نتواند ما را از این جا ببرد
قطار نیست " ...
رسول یونان شعر را دوست ندارد ؛ ولی شاعر خوبی است . انگار شعر او را روی دامنش سر می دهد . وقتی از او می پرسند شعر را چگونه می بینی ، می گوید : " شعر فرار از مدرسه است ! "
حرف هایش تعجب بر انگیز و غیر منتظره است . حاضران را غافلگیر می کند ولی خودش جدی و بدیهی می ماند .
" شعر فرار از مدرسه است " یعنی چه ؟
یعنی چار چوبی دارد فرای چارچوب ها .
خاطراتش جالب است . قصه مدرسه و فرار از مدرسه و شباهتش با انگیزه های شعر گویی رسول هم جالب است . می گوید :
" روز اول مدرسه انگار به دنیای دیگری آمده بودیم . ما ترک بودیم و معلم با ما فارسی حرف می زد . ما متعجب به هم نگاه می کردیم و چیزی نمی فهمیدیم . معلم برای ما شعر می خواند و وادارمان می کرد همراه با خواندن شعری که آن را نمی فهمیدیم سرمان را تکان دهیم . "
او رنج می برد از این فشار مضاعف . برای چه باید سرش را تکان می داد ؟
بحث آغاز شد :
اینجا جلسه نقد اشعار " رسول یونان " است . ساعت 5 روز 7 دی ماه در دفتر انتشارات مهیستان .
دور تادور میز پر است . همراهان همیشگی گروه ادبی آینه و مهمانان دیگری که بسیاری بخاطر یونان آمده بودند .
محمد آقازاده با پسر ارشدش آمده است . سهیل آقازاده بار اولی است که به جمع گروه می آید . دوستش سعید نجفی هم با اوست . هر دو با دست پر آمده اند . با شعر های پر طپش و تازه .
زهرا نوری ، رویا بیژنی ، بهاره عزیز ، آقای قزللو ،اسعدی و جانوندو خانم خمسه که داستان های خوبی دارد ولی خیلی کم می بینیمشان . آقای آستانه هم رسیدندو مهمان عزیزی به نا م آیدین روشن که شعر هایش د رپایان جلسه شور زیبایی در حاضرین بر انگیخت وقتی که خواند :
" من شمردن بلد نیستم / فقط عاشق شدن بلدم / گاهی دو نفر را یکجا دوست دارم / و یک نفر را دوجا / چه کنم من شمردن بلد نیستم / فقط عاشق شدن بلدم. " ویا
" و تنها به خاطر شنیدن صدایت است / که دروغ هایت را باور می کنم. "
آقای آقازاده سر بحث را باز می کند و می گوید : شعر از کوچه پس کوچه های ذهن آدمی می آید واتفاقی است که در لحظه می افتد . از نا خود آگاه می آید . نا خود آگاه روح شورش دارد و شورش حامل نفرت است .
رویا بیژنی خاطر نشان می کند : ولی شعر های آقای یونان بی نظمی ندارد . در اوج سادگی حرف می زند .
آقازاده تصریح می کند : شعر بی نظم نیست بلکه درون محتوا بی نظم است .
جانوند به بخشی از شعر اشاره می کند و می گوید : مگر می شود صادقانه خیانت کرد ؟
آقازاده پاسخ می دهد : بله . شنیده اید که افراد هیستریک صادق ترند ؟ ما در نا خود آگاه می خواهیم نسبت به تابو ها قیام کنیم و آن ها را بشکنیم .
رسول به درخواست حاضران شعر دیگری خواند .
اصلان قزللو ، مدیر خانه نقد که مدت هاست به نقد اختصاصی شاعران گوناگون در این وبلاگ می پردازد شعر یونان را دقیقا شعر نو دانست . او در تبیین این نظر گفت : اگر شعر های کلاسیک را جدا کنیم ؛ چون شعر های کلاسیک تجربه های عمومی شاعران بودند و تکرار شده اند؛ بجز چند شاعر بقیه را می توان سایه های آن ها دانست که تکرارشان کرده اند . ولی در شعر نو وقتی به زمان نیما می رسد بعضی فکر می کنند نیما قافیه و غالب را شکسته است در حالی که نیما فرم ذهنی را در شاعران شعر نو آورد .
رسول یونان نیز از یک زاویه جدید تری نگاه کرده است . در شعر قدیم فقط واژه ها ی فاخر اجازه ورود داشتند ولی در شعر نو از هر واژه ای می توان استفاده کرد و شعر نو ، شعر را عمومی کرد .
قزللو افزود : در قدیم سلیقه زیبا شناسی متفاوت با امروز بود . آن زمان لیلی و مجنون برای ابراز عشق شان به بیابان می زدند و با حیوانات انس می گرفتند ولی امروز با ماشین بیرون می روند و ...
قزللو تصریح می کند : وقتی که زبان نوشود ؛ تخیل و استعارات و تصورات و تخیلات وواژه ها نو شوند به شعر نو معاصر می رسیم.
آقازاده بیان دیگری را به کار می برد و می گوید : شعر قدیم از انضمامیت به انضمامیت می رسد ولی شعر نو از فردیت به فردیت می رسد .
در تمام شعر های یونان مخاطب من خودش است ولی از جامعه ای حرف می زند که کسی به کسی کاری ندارد .
شعر نو با کشف فردیت ، انضمامیت را هم از نابودی نجات داده است .
یونان از شعر دشوار می گوید :
شعر دشوار با دشواری شعر فرق می کند . وقتی ما دروغگو باشیم شعر مان به دل نمی نشیند . باید هر کاری می کنیم خودمان باشیم .
آقازاده هم تایید می کند: سبک خوب از آنجا شروع می شود که شما حرفی برای گفتن داشته باشید . پیچیدگی نویسی این را دارد که بخشی از جامعه ، جامعه را باز نمی شناسد وبرای همین واژه ها برای بیان آن واقعیت متناقض سخت می شود
قزللو نکته دیگری را یاد آورمی شود : دشواری به زبان هم بستگی دارد . اگر از لایه های میانی زبان استفاده کنیم دشوار می شود وهر چه به لایه های درونی برود دشوارتر می شود . دشواری دو نوع است ؛ دشواری مخاطب و دشواری که شاعر ایجاد می کند . .
گاهی ما نمی توانیم با شعر ارتباط برقرار کنیم و گاهی مثلا سانسور سبب دشوار نویسی می شود .
آقازاده به شاعران نو پرداز اشاره می کند: قبل از انقلاب 17000 شاعر نو پرداز شعر می گفتند . وقتی دو دهه جلو آمدیم به تعداد انگشت دو دست آن ها را به یاد می آوریم .
شاعرانی بودند و هستند که دشوار نویسی می کردند و پا نگرفتند ولی کارهایشان در شاعر دیگری اثر گذاشت و تبدیل به شاهکارشد .
یونان نیزضمن تایید گفته های آقازاده افزود : شعر یک زمان هنر اول ما بود ولی حالا نیست ؛ چون ایرانی ها داستا ن کم داشتند.
ما در ایران تقدس گرایی داریم .زبان که دیگر تقدس ندارد ! اگر کسی بعد از مرگ من شعر من را بخواند دیوانه است , چون من این عصر را روایت می کنم و این به درد قرن بعد نمی خورد .
هیچ چیز اصل و اساس نیست ؛ اساس زندگی انسان هاست . من شعر جهان را تا حدودی می شناسم ، ما در خارج آدم های شورشگر داریم . در ایران هم داریم ولی کم است ، بیشتر معتادند !
یونان در پاسخ به اصلان قزللو که پرسید : شما شعر امروز را چه می دانید، گفت : سه نوع شعر داریم ؛ محتوا گرا – زبان گرا و کراواتی (سیاسی ) .
یونان افراد نادری را نام برد که توانسته اند شعر امروز را در قالب کلاسیک مطرح کنند . محمد علی بهمنی و سیمین بهبهانی از جمله شاعرانی هستند که توانسته اند بر وزن پیروز شوند .
از رسول یونان رمانی به نام " خیلی نگرانیم شما لیلا را ندیدید " و رمان ترکی " آن ها روی برف می رقصند " منتشر شده است و کتاب شعر ترکی به نام جاماکا ( ویترین ) نیز علاوه بر کتاب " من یک پسر بد بودم " از او منتشر شده است .
در پایان جلسه سهیل آقازاده شعر زیبایی خواند و یونان به او توصیه کرد شعرش را کوتاه تر کند تا تاثیر گذار تر شود . او گفت : " شعر بلند یک شعر دروغ است "
پس از او سعید نجفی شعر خواند و آقای آستانه با شعر زیبایی از بابک لطیفی ما را درفضایی دگرگون رها کرد .
و سرانجام آیدین روشن با شعرهای کتاب " گناهان مشترکش" ما را دراین حس زیبا شریک کرد ؛ وقتی که خواند :
و اینک
تنها از ابری که از سیگارم
بلند می شود
امید باران دارم...
همه می گفتند : خیلی خوب بود . این جلسه بسیار گرم و تلخ و شیرین و صمیمی گذشت . دوستان از رسول یونان خواستند تا باز هم به جمعمان بیاید و آیدین روشن که جای ویژه ای در دل حاضران باز کرده بود نیز با او بیاید .
دوستان خوب دیگری پیدا کرده بودیم که می خواستیم باز هم با ما بمانند .
کاش بمانند ... و کاش بیشتر شوند ....
ساعت ۵ عصر
مکان :خیابان شریعتی ، سه راه طالقانی ،
کوچه نقدی ، شماره 18 ، طبقه اول ، انتشارات مهیستان